تبلیغات
من منتظرم... - 74.

من منتظرم...

74.

ظل السلطان در هنگام حکمرانی اصفهان ، حسنقلی خان بختیاری را که یکی از سران ایل بختیاری بود به اصفهان دعوت کرد روزیکه حکمران و مهمان در قصر نشسته بودند مردی از رعایای حسنقلی خان با سر و پای برهنه وارد شد و سلام  کرد. خان چون وضع او را دید خشمگین شد و گفت: " برای چه به شهر آمدی؟"

مرد گفت: " برای زیارت شما!"

خان گفت: " احمق، خر و گاو و گوسفند را رها کرده و چندین فرسخ پیاده به زیارت من آمده ای؟"

مرد تعظیمی کرد و گفت: " خان! خرم تویی، گاوم تویی، گوسفندم تویی..."




[ دوشنبه 28 بهمن 1392 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]