تبلیغات
من منتظرم... - 62. نامه ای به خودم

من منتظرم...

62. نامه ای به خودم

سلام عزیز دلم .     سلام گلم .          سلام تنهای من !        همین اول بگم خیلی دوستت دارم حالا میخواد هر چه هستی باشی ! 
عزیزم ،    میدونم دیشب توی شلوغی شب یلدای خونه تون تنها بودی ،      میدونم دیشب دلت گرفت ،         میدونم دیشب به خاطر ناراحتی تا 2.5 نصفه شب خوابت نبرد ! البته ناراحتی که نه درست ترش میشه از تعجب ! تعجب از اینکه چرا در جایگاهی نیستی که لیاقتش رو داری ، تعجب از اینکه چرا وقتی بقیه فکر میکنند تو بهترین خانواده ی فامیل رو داری ولی خودت اصلا این طوری فکر نمیکنی . 

فدای تو بشم که تونستی از دیشب کلی حرف مثبت بزنی و خودت رو آروم کنی !   فدای تو بشم که با اینکه میدونی بخشی از مشکلات الانت برای اینه که در بچگی با تو درست رفتار نشده    و    اینکه اگر بهت توجه میشد الان خیلی جلوتر و بهتر از الان بودی    و     اینکه اگه بقیه از صفر شروع میکنند تو باید از زیر صفر شروع کنی ،            اماااااا باز هم ناامید نشدی و میگی که   "مهم از این به بعده و باید این عقب افتادگی ها را درستش کنم حداقل اینکه باید سعی کنم یک روزی یک خانم 50 ساله با این مشکلات نباشم چون این حالات در یک خانم مسن خیلی زشت تره ! "

خوب من ،   برایت خوشحالم که برخلاف گذشته ها که همه تقصیر ها را گردن مامانت مینداختی حالا ذکر هر روزت شده که  " تنها کسی که میتونه بهت کمک کنه فقط خودت هستی .   فقط خودت هستی که میتونی زمینه بزرگ شدن و داشتن شرایط جدید را برای خودت به وجود بیاری و از هیچ کس توقعی نیست .      مگه هر کسی چند بار میخواد توی دنیا زندگی کنه که بخواد یک بارش را کامل برای من وقت بذاره و به من رسیدگی کنه یا مطابق نظر من رفتار کنه .     و میگی همین که خدا منو آفریده یعنی من سهم دارم از این دنیا و زندگی استفاده کنم و به روش خودم  و به مدل خودم زندگی کنم حالا اگه به مزاق بقیه خوش نمیاد مشکل اوناست من فقط از سهمم استفاده میکنم حق کسی را نمی خورم ،       و اینکه اگه من مطابق ارزش های بقیه رفتار نمی کنم و نیستم اونا جای خودشون و ارزش هاشون را در این دنیا دارند و من هم جای خودم و ارزش هامو دارم .    مهم اینه که خدا خواسته من باشم و هستم اونم سالم و در محیطی امن ! حالا محبت از همه دریافت نمیکنم دلیل نمیشه محبتی که از مامانم و ج را دریافت میکنم ندیده بگیرم .      همه ی آدم های دیشب همه ی دنیا نیستند که من همه ی دنیا را دیشب سیاه دیدم .  "

زیبای من ، دیشب ،  یک جا دلم خیلی برات سوخت اونجایی که از خدا تشکر کردی که اینقدر تنها هستی که موقع رفتن میتونی راحت دل بکنی و بری و علقه ای در این دنیا نداری !!    اماا خوشحالم که میدونی و تکرار میکنی که  "هیچ کس به خاطر اینی که من هستم و  جایگاه الانم ، مقصر نیست ، بلکه همه ی اینها نتیجه ی انتخاب های خودم بوده و اگر میخوام شرایط فعلی عوض بشه باید تصمیم هایی که میگیرم عوض بشه ! تصمیم در مورد نحوه برخورد ، نحوه صحبت ، حتی نحوه نگاه و فکر کردن ! و تصمیم در مورد تک تک ثانیه های زندگی ام و اینکه در هر ثانیه ای با خودم بسنجم الان چه کار بهتری میتونم انجام بدم ،   حتی همین الان و اینکه این نامه را ادامه بدم یا نه !"

فاطمه ی خوبم ! شیرینم ! مواظب خودت و این روزهات باش چون تنها یک بار فرصت تجربه کردن اول دی ماه سال 92 را داری ! حیف نیست که به خاطر بقیه خرابش میکنی . باید بتونی روزی اینقدر خوب و قوی باشی که بقیه به فکر بروند که چرا در نگاه تو نیستند نه اینکه تو خودت را گدای نگاه دیگران کنی ! 
می بوسمت عزیزم 


[ یکشنبه 1 دی 1392 ] [ 10:13 ق.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]