تبلیغات
من منتظرم... - 58. من و صبح و ...

من منتظرم...

58. من و صبح و ...

دیروز حالم خوب نبود! نمیدونم چرا ناامیدی از سر و کولم بالا میرفت و حوصله هیچ کاری نداشتم .
عصر یادم آمد که یک سری به جی 5 بروم ! با خواندن این حالم بهتر شد و وقتی دقیق شدم دیدم از صبح ، تمام اتفاق ها و خاطرات بد زندگی مو گذاشتم روی review !! حالم بهتر شد و اندکی امیدوارتر ! البته میدونم فقط مسکن بود و باید ریشه ای درمانش کنم ولی ایده مانیتور جالب بود.

امروز صبح ، بعد از نماز ، گفتم بگذار از خدا هم بپرسم که چه کنم حالم خوب بشه ! یک حمد و سه توحید خوندم و یک صفحه و یک آیه را با چشم بسته انتخاب کردم : "... و اوفوا بالعهد ، ان العهد کان مسئولا" (34- اسراء) !! خیلی ترسیدم ! فکر میکنم خدا طبق معمول زده تو خال... من عهد های زیادی باهاش بستم و عمل نکردم .
خدایا العفو 


[ دوشنبه 27 آبان 1392 ] [ 06:20 ق.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]