تبلیغات
من منتظرم... - 44. یک عدد جقله

من منتظرم...

44. یک عدد جقله

من بچه ها را خیلی دوست دارم علی الخصوص زیر یک سال رو ! اما فقط در حد 2-3 ساعت بعدش فقط به این فکر می کنم چطوری از محدوده شون دور یا بهتر بگم ناپدید بشم . علی الخصوص که بچه پسر باشه . (با اینکه به نظرم کارهای بچه پسرهای 3-7 سال بانمک تر و خنده دارتر است)

به حول و قوه الهی ما چند تا نوه داریم که توی خونمون با عنوان " جِقِله ها "  یاد میشن .
جقله یکی مونده به آخر ، پسری 4 ساله است . باهوش و شر و صد البته غلدر !
 الهی بگردم ، بچمون "س" و "ق" رانمی تونه بگه و به جای "س" ، "ش" میگه اونم خیلی بانمک .
دیشب داشت حرف میزد که من با گوشی لمشی مامانم بازی میکنم و اینا . من و عموش بهش گفتیم بگو : سین ، گفت : شین .  بعد که به گفتنش ، خندیدیم  ، ثانیه نگذشته که ناقلا اومده به من میگه : بگو  شین(منظورش سین هست)  میگم سین  بعد دقیقا همون مدلی که بهش خندیدیم به من می خنده و مسخره مون میکنه !!
کلی دیشب از دستش خندیدیم .

واقعا خدا به پدر و مادرها صبر بده ، بچه کوچک خیلی سخته . از صبح که بیدار میشن فقط به فکر بازی اند تا شب که میخوان به زور بخوابوننشون. البته مامانم همیشه میگن خدا که بچه میده صبرش هم میده ولی چه دلی دارند اونهایی که بچه از پرورشگاه میارن !






توی دنیای اطلاعات و امکانات ، ما هنوز باید به روش چند دهه قبل ، ساعت 7.5 صبح ، بریم کلاس و ببینیم استاد نیومده و هلک و هلک برگردیم و 3 ساعت الکی الاف شیم .



خدایا من امیدم به این جمله خودت است : " و مکرو و مکرالله و الله خیر الماکرین"
. خدایا خودت مکر دشمنان و خائنین را در سوریه به خودشون برگردون که تو "انک علی کل شی قدیر" هستی .  ناراحتم از اینکه میشنوم مردم را آنجا گردن میزنند و من و ما اینجا فقط به فکر زندگی و کارهای روتین خودمون هستیم نه کاری نه عملی نه حتی حرفی و برای بعضی ها نه حتی تاسفی !!
چقدر امام بجا گفته که آمریکا شیطان بزرگ است .
از روزی میترسم که دستشون به حرم برسه و بخوان اونجا رو هم نبش قبر کنن...



[ شنبه 9 شهریور 1392 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]