تبلیغات
من منتظرم... - 36. جام جهانی من

من منتظرم...

36. جام جهانی من

من در دوران دبیرستان به والیبال تمایل داشتم و همیشه والیبال را انتخاب میکردم چون مثل بسکتبال یا فوتبال دو طرف برخورد و دعوا نداشتند و یک ورزش منطقی و زیرکانه ای بود . با این حال مسابقات ملی را زیاد جدی دنبال نمی کردم .
چیزی که باعث شد من پابند و شیفته والیبال بشوم و شعله شو در من روشن کرد بازی ایران -ایتالیا در مسابقات جهانی 2010 ایتالیا با سرمربی گری حسین معدنی بود .
هیچ وقت اون شب را فراموش نمی کنم .
اون موقع هیچ کس توقع نداشت که ایران بتونه از ایتالیا حتی یک ست بگیره چه برسه به اینکه بتونه تا ست پنجم هم جلو بیاد . من توی اون شب فکر میکردم با این بازی که اینا کردن حق شون هست که بازی را ببرند . توی ست آخر یادمه بچه ها به آب و آتیش زدند ولی نشد که برنده بشوند و وقتی سوت پایان مسابقه زده شد بچه ها از شدت ناراحتی رو زمین نشستند و هر کدومشون یک طرفی ولو شدند و سعید معروف اشک توی چشم هاش حلقه زد .  هنوز هم کت و شلوار حسین معدنی و چشم های پر آب معروف یادم نرفته و نمی ره ... . من از اونجا یک والیبالی شدم و حس انتقام به ایتالیا داشتم .
دیشب برای من مثل بازی فوتبال ایران- کره بود که ایران رفت جام جهانی . این قدر خوشحال شدم .




+ولاسکو واقعا آدم باهوش و کار بلدی است . غفور را آخر های ست چهارم  به میدان آورد و یک تنه امتیاز می آورد و مثل بازی های ژاپن ضربه آخر پیروزی زد . (دیگه نگم که غفور 16 خردادی است !!) . ولاسکو گفته بود که برای لیگ هم یک پدیده دارد مثل غفور و قایمی که توی ژاپن و مسابقات قهرمانی آسیا معرفی شون کرد . فکر میکنم پدیده اش رحمان داوودی بود . با سرویس هاش یک تنه 3 امتیاز پشت سر هم گرفت .

+دیشب بیشتر از همه به معروف تبریک گفتم به خاطر اشک های اون سالش .

+دیشب یک جا ایتالیا میخواست سرویس بزنه گفتم خدایا تو که مهربونی ات اثبات شده است دوباره بهم نشون بده که مهربون تر از این حرفایی که من میدونم و این سرویس تور شه ؛ که دقیقا تور شد !!! همچین کف کردم .

[ شنبه 8 تیر 1392 ] [ 07:42 ق.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]