تبلیغات
من منتظرم... - 17. برف

من منتظرم...

17. برف

من برف رو خیلی دوست دارم . این آهنگی که دو روز گذشته از تی وی پخش شد شرح حال حس من بود :
" زمین یک دست یک رنگه
زمین یک دست سپیده
یک رنگی و سپیدی واسه دلم قشنگه "
علی الخصوص اینجاش که گفت بهار تو آغوش زمستون متولد میشه . (متن اصلیش یادم نیست!!! تو نت هم گشتم پیدا نکردم )

این هم آخرین برف زمستون سال 91 بود که سعی کردم ثبتش کنم : 


پارک نزدیک خونمون ، 5شنبه ساعت 10 شب به بعد:


جمعه صبح ، داخل ماشین در حال حرکت به سمت برف بازی :


کوه های آب و برق مشهد :  (اون وسطی منم)

جمعه و برف بازی خیلی خوش گذشت . وقتی رسیدیم به بالاترین نقطه کوه ، بعضی جاهاش ، پاهامون تا زانو توی برف می رفت . تا به حال چنین تجربه ای نداشتم که تا زانو توی برف باشم. اگرچه خیابان ها حداکثر شاید 30سانت برف داشتن .  
خلاصه اینکه برف را حسابی بدرقه کردیم . امیدوارم فرزندش ، بهار ، امسال خیلی خوب باشد اگرچه همیشه دخترها خوب و بابرکت هستند . 


[ شنبه 19 اسفند 1391 ] [ 03:34 ب.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]