تبلیغات
من منتظرم... - 15. زبان متاهلی

من منتظرم...

15. زبان متاهلی

دخترخاله ای دارم که یک سال از من کوچکتر است و متاهل است و یک پسر هم دارد. با اینکه در ظاهر ، موضوع مشترکی با هم نداریم ولی باهم صمیمی هستیم. 
آن شب که به عیادت خاله ام رفته بودیم او هم آنجا بود و چون بی خبر رفته بودیم او در موقع ورود ما داخل حمام بود . 
حمام رفتن علاوه بر ضروری بودنش به خاطر سلامتی ، برای من همیشه دوست داشتنی و شاد کننده است ، برای همین وقتی که او از حمام بیرون آمد با هم روبوسی کردیم و همین طوری بهش گفتم همیشه به حمام ! منظورم این بود که همیشه شاد باشی که دیدم یکهو زد زیر خنده و گفت انشالله برای خودت ... اولش دوزاریم نیفتاد ولی بعد که فهمیدم اون منظورش چی بوده ، دیدم وای چی گفتم  یعنی وقتی دیدم بدون غرض و نقشه قبلی ، یکی از اصطلاحات جماعت متاهل را به کار بردم ، خودم هم خنده ام گرفت . فقط خدا رو شکر کردم توی اون لحظه کسی دور و برمان نبود . 
من قبلا هم مشابه این اتفاق برایم افتاده بود . یک بار در دوران دانشجویی ، وارد یک کتابفروشی شدم که کسی غیر از من و فروشنده داخل مغازه نبود . آن مغازه هم غیر از در ورودی دید دیگری به داخل مغازه نداشت و مغازه پر از کتاب بود . موقعی که من جای قفسه کتابها داشتم کتاب دستم را نگاه میکردم که بخرم یا نه ، دوست فروشنده وارد مغازه شد و بدون اینکه متوجه حضور من باشد سراغ همکار فروشنده را گرفت و گفت : " آقا داماد کجاست ؟ تو حمامه ؟ "  من که خودم رو به زور نگه داشتم که خنده ام نگیره اون دوتا هم تا یک دقیقه کلا سکوت کرده بودند و صدا ازشون در نیومد . بعد آقاهه یک سوال الکی پرسید و سریع فرار کرد و گفت بعداً میاد. موقعی که داشتم پول کتاب را حساب میکردم حس کردم فروشنده ناراحته و یک طور خاصی و با خجالت به من نگاه میکرد...
نتیجه اینکه بعضی چیزها برای جماعت متاهل ، معنی های دیگه میده !! مواظب نحوه و مکان استفاده از آنها باشید  





 خاله محترم بنده داشتند خانه تکانی میفرمودن خودشون رو هم همزمان تکوندند !!!  ظاهرا در حال تمیز کردن آشپزخانه بودند وقتی داشتند کف سرامیکی را میشستند پاشون سر خورده و از پشت ، زمین خوردند و نقش زمین شدند !!! سرش خیلی ورم کرده و سردرد دارند . یعنی فقط خدا رحم کرده ! همین !
خدایا از اینکه مواظب ماها هستی ممنونم


[ پنجشنبه 10 اسفند 1391 ] [ 01:07 ق.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]