تبلیغات
من منتظرم... - 107. ما مذهبی ها

من منتظرم...

107. ما مذهبی ها

قبل از هر چیز صبح بارانی ام و بارانی تون بخیر ... هوا توی دی ماه زمستون شده عینهو عید نوروز و بهار ... الانم از اون آفتاب هایی که توی بهار ، بعد باران میاد زده ... و همه اینها یعنی یک لبخند پت و پهن روی لب هام اونم اول صبحی ، اونم شنبه... چهههه شروعی

هفته ای که گذشت یک چیز بسیار مهمی فهمیدم و درست تر اینکه یاد گرفتم که واجب بود ثبتش کنم.

من از وسط های مهر ، کلاس خط نستعلیق میرم . از گذشته ها علاقه داشتم که خط را دنبال کنم اما خیییلی نداشتم !!! تا اینکه فهمیدم دوستم "ا" میخواد بره کلاس خط و از اون جایی که من این رفیق شفیق رو دوستش دارم و دنبال هر بهانه ای هستم تا بیشتر ببینمش ، تصمیم گرفتم منم باهاش برم  . و اینطوری شد که من خطاط شدم و قرار شده آخر این ماه امتحان خوش را بدیم . استادمون تعجب کرده که ما چه زود به این مرحله رسیدیم و میگه هر دوتون تو خط استعداد دارین و طفلی مدام دعا میکنه انشاالله هر دو تون تا فوق ممتاز ادامه بدین 
(طفلی توی ذوقش خورده از شاگرد هایی که اومدن و استعداد داشتن ولی ادامه ندادن . ایشون چون خودش عاشق خط هستند و روزانه شاید 7 تا 10 ساعت خط کار کنند وقتی میبینن عشقشون برای بقیه که میان ، بی اهمیت است ناراحت میشن)
 یک چیزی رو درگوشی بگم اینکه هنوزم علاقه ام خییییلی نشده فقط علاقه دارم!!! ولی چون وقتم را مفید پر میکنه و مهارتی رو یاد میگیرم و "ا" هم هست ادامه میدم . به قول ج که میگه : "تو برای همه چیز استعداد داری اما برای هیچ چیز انگیزه نداری..." هستم.

توی کلاسمون یک خانم حدود 55 ساله هستند که برای خط تحریری میان و ما همه مون که حدودا زیر 30 سال هستیم انگشت حیرت و خجالت بر دهان داریم هر موقع که ایشون را میبینیم . ایشون لحظه ای بیکار نیستند و به بیکار نبودن عادت کردند . هفته ای 3 روز شنا میرن . بعد از ظهر ها هفته ای 3 روز کلاس زبان میرن (نزدیک های تافل هستند) . میگن مدرکش برام مهم نیست . هدفشون اینه که بتونن تخصصی تر صحبت کنند !! چون مکالمه شون از حدود 30سال قبل که لیسانس گرفتند خوب هست و فقط میخوان بتونن تخصصی تر صحبت کنند . هفته ای یک روز هم خادم حرم هستند و هفته ای یک روز هم توی یک خیریه همکاری دارند و همه اینها به غیر از کارهای هنری است که انجام میدن ... مثلا یک روتختی بسیار زیبا مدل چهل تکه برای عروسشون بافته بودند که عکسشو نشونمون دادند یا یک ژاکت دکمه ای برای خودشون بافتند که می پوشند و قشنگ هم هست...

 یک روز که بساط صحبت اساسی پهن شده بود میگفتن که جوان های الان خیلی تنبل هستند و من فعالیتم نسبت به جوانی ام خییییلی کمتر شده (با همین شدت گفتن!)
 میگفتن فکر های منفی و پشت سرش نا امیدی و سیری از دنیا و زندگی وقتی میاد که ذهن خالی باشه و بیکار باشین . 
میگفتن من اینقدر وقتم پره و اینقدر فکر برای کارهایی که باید بکنم دارم که اصلا وقت نمی کنم بشینم فکر کنم عروس با من چی کار کرد یا شوهرم چی گفت یا چرا فلانی با من اینجوری کرد؟ اینقدر من فکرم درگیر چیزهای مختلف هست که اصلا وقت پیدا نمی کنم که بخوام یک مسئله رو همش بزنم و مدام از توش دلخوری پیدا کنم و بعد بشینم غیبت کنم و بگم چه شانسی من دارم و... و کلاف فکر های منفی را دنبال کنم . 
میگفتن فکر منفی ، شروع غیبت است شروع حسادت است  . فکر منفی شروع ناامید شدن از خداست .  
واقعا هم همین طوری است و من هم تجربه اش کردم من روزهایی که خیلی کار دارم و فکرم درگیر کارهایم هست اصلا وقت نمی کنم به نداشته هام فکر کنم و شادترم و در عوض روزهایی که توی خونه هستم تا مرز کفر به خدا هم میرم و غیبت همه رو تو ذهنم میکنم و هی میگم چرا این جوری چرا اون جوری ... 

و یک چیز خیییلی مهم تر که گفتن این بود که ما مذهبی ها باید فعال تر باشیم و بیشتر چیزی بلد باشیم و برای موفقیت بیشتر تلاش کنیم .

میگفتن الان طوری شده اونهایی که تقید ندارن خیلی میگن ما بلدیم و ما می فهمیم ، و دارند همه چیز رو تو کشور به دست می گیرند . 
میگفتن وقتی چیز های مختلف بلد باشین اول اینکه اعتماد به نفس تون بالا میره و باعث میشه بتونین توی جمع ها صحبت کنین و دوم اینکه توی زندگی خودتون پیشرفت می کنین و این خودش کلی امر به معروف است . از این جهت که بقیه میبینن که یک آدم مذهبی ، این همه دانش و مهارت داره و توی زندگیش هم موفق است . می بینن میشه با چادر هم فعال بود ، موفق بود ، با اطلاعات بود و مطرح بود و از همه مهم تر شاد زندگی کرد اونم همراه با دین داری!!! 
میگفتن چادری هامون و مذهبی هامون خیلی توی جمع ها ساکت هستند و این خوب نیست چون بقیه فکر میکند چون بلد نیستن حرف نمی زنن ... میگفتن دانسته هاتون و مهارت هاتون رو قوی کنین و ازش برای دین استفاده کنین... .

فکر میکنم خدا این حرف ها رو اون روز سر راه من قرار داد تا برای همه چیز انگیزه داشته باشم .

+پر تلاش باشین...
+اینستاگرام من : sftt87@  



[ شنبه 13 دی 1393 ] [ 08:26 ق.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]