تبلیغات
من منتظرم... - 88. چو خواهند جایی که تنها روند

من منتظرم...

88. چو خواهند جایی که تنها روند

امروز برای اولین بار در عمرم ، تنهایی ، رفتم دکتر
همیشه مامان یا ج ، تا اتاق انتظار همراهی ام میکردن تا نوبتم بشه و بعد میرفتم داخل... اما این بار از خونه تنها رفتم 
شاید برای خیلی ها این مسئله خیلی روتین و معمولی باشه و حتی براشون تعجب باشه که مگه تا حالا با کسی میرفتی دکتر ؟!! اما برای من یک اتفاق تا قسمتی نادر محسوب میشه چون فکر نمی کردم بتونم روزی تجربه اش کنم آخه مامان یکم روی این یک دونه دخترشون حساس هستن و اینا ... . طوریکه موقع رفتنم میگفتن به "ا" میگفتی باهات بیاد ، یا گفتن اگه مطب خلوت باشه ، اگه ... که بهش قول دادم اگه خلوت بود اصلا تو نمیرم بعدم با یک دکتر خانم چه اتفاقی ممکنه بیفته؟...

تنهایی دکتر رفتن حس خوبی داشت . اگرچه همراه میتونه توی جنبه های مختلف سوال پرسیدن از دکتر بهت کمک کنه . من دیرور ذهنم درگیر نحوه درمان شد یک سوال مهم را یادم رفت بپرسم. حیف شد . 


+ مطب این دکتر پوست خیلی شلوغ است و دیر به کسی وقت میدهند . خودم قبلا دو سه باری تماس گرفتم وقت بگیرم ، مدام مشغول بود . دوستم "ال" قبل از عید از این خانم دکتر وقت گرفته بود که دیروز براش کاری پیش اومد و نمی تونست بره که من از خدا خواسته بجاش رفتم



[ چهارشنبه 27 فروردین 1393 ] [ 09:48 ب.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]