تبلیغات
من منتظرم... - 75. آقای خوبم بیا

من منتظرم...

75. آقای خوبم بیا

من مسلمانی نکردم ! 

از موقعی که شنیدم در آفریقا شبه نظامیان مسیحی ، خانه به خانه ، دنبال مسلمان ها می گردند و آنها را می کشند قلبم میگیرد و چشمانم داغ میشود و آماده باریدن !
از موقعی که شنیدم که کودک و پیر ، زن و مرد همه فقط به جرم مسلمان بودن باید کشته شوند از خودم بدم می آید . از خودم که تمام روزهایم را در امنیت هستم و میتوانم هزارجوره مسلمانی کنم و نمی کنم اما در گوشه ای از دنیا مردم جانشان را بر سر این راه می دهند .

دلم از همه بیشتر برای امامم میسوزد . 
کسی که میتواند تمام  این فقر فرهنگی و وحشی گری را تمام کند اما به خاطر ماها دستش بسته است ! 
کسی که به همه انسان ها از پدر و مادرشان مهربان تر است اما به خاطر اینکه ماها همت نکردیم 314 آدم بشویم باید از این همه کشتن انسان ها در سوریه ، عراق ، بانگی و هر گوشه دیگری از این دنیا   در عذاب باشند !    ببینند و کاری نتوانند بکنند. 

عذابی سخت تر از این نیست که کسی کاری را به بهترین شکل بتواند انجام بدهد اما بقیه او را نخواسته باشند.

آقای خوبم بیا ! 
به خاطر همه کودکان بی گناه بیا!



[ دوشنبه 5 اسفند 1392 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]