تبلیغات
من منتظرم... - 70. من و ج

من منتظرم...

70. من و ج

من و  دوست پسرم(ج) که داداشم هم هست با هم خیلی صمیمی هستیم اگرچه اختلاف نظر و گاهی دعوا هم نمک زندگی محسوب میشه و ما دوتا خودمون را هیچ وقت از نعمت نمک محروم نخواهیم کرد 
ما معمولا بیشتر کارهامونو با همدیگه انجام میدیم علی الخصوص خریدها رو !  و در راستای صمیمیت مون ، گردش های دونفره ای را هم داشتیم .
یکی از اتفاقاتی که همیشه برامون پیش میاد اینه که اغلب آدمای ناشناس تو خیابان فکر میکنند ما یا زن و شوهریم یا نامزد ! طوریکه خیلی پیش اومده که حس کردیم طرفمون (علی الخصوص این حاج خانم ها) در حال انداز و ورانداز ما دو تا هستند که در این ازدواج ، کدوممون حیف شدیم و به عبارتی کدوم یکی سرتر است؟!!      شدیدترینش امشب بود .  با هم رفته بودیم تا ج ، یک تابلو فرش برای همکارش بخرد ! آقای مسن فروشنده با لهجه مشهدی ، یک بار بهمون گفت : " همین اخلاق خوبتون اول زندگی از همه چیز مهم تره" !   که من و ج هیچی بهش نگفتیم فقط خندیدیم . یک جای دیگه هم به ج گفت : "حاج خانم(یعنی من!) باید قدر این اخلاق خوش شما رو بدونن " !   حالا ج ، از خدا خواسته سریع جواب داد : "چی کار کنم حاج آقا ، قدر نمی دونن " !    من که تا وقتی از مغازه اومدیم بیرون فقط خندیدم . 

حالا جالبه که حتی فامیلا هم میگن شما دو تا خیلی شبیه زن و شوهرا هستین !!!  به ج میگم بیا یک بررسی بکنیم ببینیم ما رفتارامون مگه چطوری است که همه این طوری میگن...


 + لینک جالبی در همین راستا است ، البته مخصوص خانم ها !
+ من همیشه یکی از نعمت هایی که به خاطرش شاکر خدا هستم وجود این دوست پسری است ! خدایا ممنون


[ دوشنبه 7 بهمن 1392 ] [ 01:31 ق.ظ ] [ فاطمه ..... ] [ نظرات() ]